X
تبلیغات
روشنا - بدحجابی(رفتارناهنجارفرهنگی)

مقـدّ مه

بشر با توجه به اهمیّتی که برای سلامت خود قائل است، به سلامت جامعه هم ارزش می نهد و بیمـاری جامعـه را بیماری خود می داند ؛ هم چنان که تلاش می کند برای حفظ و تأ مین سلامت خود از بسیاری از امور بپرهیزد و یا از واکسن های پیش گیری و داروهای گونا گون استفاده کند، برای سلامت جامعه هم با ید نهایت سعـی و کــوشش خود را به کار گیرد و جامعـه را از مبتلا شدن به بیمـاری های اخلاقـی و روانی پرهیز دهد تا دیگر افراد جامعه به رشد، تعالی و سعادت برسند.

انسان در پنــاه حجاب ، احسا س آرامش می کند . پوشش اسلامـی نیز نگهبا ن زن است و به او امنیت و آرامش می بخشد. پس هر چـه این پوشش کامل تر شود، درصد امنیت و حفاظت زنان بالاتر می رود. زحمت حجاب، حق بیمه ای است که زن برای تأمین سلامت خود می پردازد ؛ زیرا حجاب، ما نع جریان یافتن هوای نفس و نگاه های آلوده و فسادآمیز، به حریم پاک زنا ن می شود. پوشش، سدّی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگ غرب است. جایگاه والای زن می طلبد که این گوهر آفرینش، در صدف حجاب قرار گیرد تـا ارزش های انسانی اش در امان بماند .

لباس، نشانگر حالات روحی، ایمانی و شخصیت افراد است، زنا ن پوشیده در گوهر عفاف، درونی پاک و اعتقـا دی قـوی دارند و حیا و حجـا ب را تد بیری بـرای صیانت ا ز خویش و سلامت جامعــه اسلامی می دانند. در مقابل ، زنانی کــه از اعتقــادی راسـخ و با زدارنده بــی بهره اند ، پوشش های نا منـاسب برمی گزینند و جامعه را به سوی انحراف می کشا نند و ارزش های وجودی خویش را پاس نمی دارند.

پوشیـــــد گی زن ، نمــا د پرهیزکـا ری اوست . وقتـــی زن تقــــــوای جنسی را رعـــایت کند و خود را بپــــوشا ند، وعده های الهی که برای پـرهیزکا ران داده شده است، دربـا ره او نیز محقـق می شود. در واقـع چیـــرگی بر هــواهای نفسـانی و چشم پوشـی از لــذ ت های حــرام، به انسا ن هیبت و وقـا ر می بخشد . به صــورت ناخودآگاه ، برخــورد مردان با زنـــانی کـه پوشش ناقصــی دارند، برخــــوردی شهوانی و ابزاری است، ولی برخورد شان با زنا ن پوشیده و با حجا ب اسلامی، بر خوردی همـراه با احترام و تکریم قلبی است.

نـوع پوشش زن ، معرّف شخصیت عفیف یا هـوس انگیز اوست کـه موضـع گیری مـرد را در برابــر او مشخص می کند . زن و مــرد همــا نند دو سیــم برق هستند کـه نبــود عایق میان آنها آتش بی عفتی را شعله ور می سازد و ارزش ها را می سوزاند. تا وقتی بانوان، خود را از دید چشم های حریص مـردان می پــوشا نند، دریـای نفس آنها آرام است ، ولـی وقتی به جلوه گــری دست می زنند، تلاطــم روحـی و نابسامانی روانی را برای مردان فراهم می آورند.

بدحجابی از مسائلی است کــه سلامت فرد و جامعه را تهدید می کند . پوشش نامناسب پی آمدها و آثــار جبران ناپذیــری در فرهنگ، اخلاق، اعتقــاد، اقتصاد وامنیت جامعــه دارد کــه گـاه مسیری انحـرافــی و بازگشت ناپذیــری پدید می آورد .

طهارت و پاک دامنی ، محــور اصلــی در بینش اسلامـــی است . اسلا م برای طهــارت روحــی و عفت عمومی، ارزش بسیاری قائل است. فلسفه وجود برخی احکام شرعی مانند حجاب ، برای پیش گیری از تحریک جنسی است. کاهش تحـــریکـات، در صورت بهـــره گیری از پوشش مناسب بد ن و پرهیــــز از رفتارهای تحریک آمیز در برابر نامحرم، امکا ن پذیر است. البتــه اگر عفا ف بر روح کسی حاکـم باشد این مسئله در رفتار و گفتا ر و نوع لباس او نیز اثر می گذارد و از میزان تحریکش خواهد کا ست.

اسلام به با نوا ن شوهــردار سفارش کرده که تنها در محیط مـنزل خود را برای شوهرانشا ن بیارایند و حتی از آرایش و لبا سهای نازک در برابر فرزندان خود اجتناب کنند. مادران و خواهران حق ندارنــد به صرف محرم بودن، باهر وضع و لبا س زننده ای در محیط خانه باشند. بلکه با ید نهایت دقت و مراقبت از خود را بویژه در برابر فرزنــدان ممیز (که خوب و بد را می فهمند) داشته با شند ا لبته چنین دقت و مراقبتی از پدران نیز در برابر دختران و زنان محرم، انتظــار می رود.

 

 

 

 

مهم ترین انگیزه های بی حجابی

کسانی که در اعتقاد به خداوند ترد ید دارند و قلب آنان در ایمان به خداوند و انجام دادن تکالیف دینی و محا سبه روز جزا به مقام اطمینان نرسیده است،در عـمل به دستورهای الهی تسا مح می ورزند.کسانی که به ضرورت حجـاب، به درستی پی نبرده اند، در پــای بندی به آن نیز از خود ضعـف و سستی نشان می دهند. همچنین برخی از زنا ن برای ارضای هوس رانی خود به تـنوع پوشش،آرایش و زینت بسیار اهمیت می دهند و بهترین وقت های خود را به حضور در محیط های تجاری و تفـریحی و مهمـانی های فساد برانگیز می گذرانند.

این دسته ا ز بانوان به دوراز عقل و دوراندیشی، مانند اشیای بی اراده، به کــارهایی دست می زنند که هیچ گونه فایده ای برای آنها ندارد و حتــی از این رهگــذر، آسیب های جدی نیز متوجه آنان می شود. آنان می خواهند با نمایش زیبایی ها و جاذبه های طبیعی زنانگی خود، توجه دیگران را به خـود جلب و در حقیقت، کمبودهای کما لی خود را از این راه جبران کنند، غا فل از اینکـــه بی حجابی ، تنها توجــــه بیماردلان را به آن ها جلب می کند ؛ کسانــی که خود، کمترین اعتبــاری ندارند.                           در این میان ، هستند زنانــی که عقـــده د گرآزاری دارند و با خودآرایی می کوشنــد تمایـــلات مردان را برانگیزاننـــد و آ ن گـــاه بی پا سخ بگـــذارند. ایــن حرکت، مردان را عقــده ای می سـازد و در مقابــل زنا ن بیمار از این حرکت خود لـــذ ت می برند.

متأسفانه برخی دختران نیز بدلباسی و خودنمایی را پلی برای رسیدن به ازدواج می پندارند. آنان گما ن می کنند با بیرون ریختن موها، پوشید ن لباس های زننده و نامناسب و آرایش های ناپسند، مــی توانند جــــوانان را به خود جلب کنند، در حالـــی کــه جوانا ن با همه اقبال و خــوش رویی هایی که با ایشا ن داشته اند، در پی ازدواج با آنان نخواهند بود و جوانان بی تقوا، ازدختران خودنما تنها برای لذ ت های زودگذر استقبال می کنند، نه برای ازدواج. در حقیقت، این دخـتران در چشم هایشان جـــای دارد، نه در دل هایشان . بنا براین، بدحجابی و ظـــاهر سازی، چشـم انداز منا سبی بــرای ازدواج نیست و اگر هـــم ازدواجی به خاطر جاذبه های جنسی صورت پذیرد، بنیا ن محکمی نخواهد داشت.

در جامعه ای که بد حجابی رواج پیدا کند، چشم و هم چشمی ها و ارائه هر چه بهتر زینت آرایی،تمامی نخواهد داشت و زنا ن سعی می کنند تا چشمان بیشتری را متوجه خود سازند ودر معـرض دید همگا ن قـرار گیرند و این امر تمــامی نخواهد داشت تا جایی که تمـــام افراد جامعه را آلــوده سازد. در نتیجــــه ناامنی نه تنها دامان خود بد حجا ب را می گیرد بلکه خیلــی سریع به اجتماع سرایت می کند وجـامعـــه را از فعالیت های سالم با ز می دارد.

بسیاری از کجــروی های گونا گون اجتمــاعی مانند مـد گــرایی، شورش ها و درگیــری هــای خیابــانی ناهم نوایی اجتماعی و آزارهای جنسی، از بدحجابی و بی هویّتی اجتماعی سرچشمه می گیرند.

زنان بدحجاب که به نمودهای ظاهری و تجمل و تنوع می پردازند و هر روز به سراغ اسبا ب آرایش و زیورآلات جالب تر و کفش و لبا س شیک تر می رونــد ، از سرمایه های معنــوی محــرومند و جمـــال معنوی برای آنان نا مفهوم است. اینا ن کمبــود خـــــویش را بدیـــن گونه جبــــران می کننـــد و عطـش شخصیت یابی را از این طریق فرومی نشانند.

بدحجابی، ارزش های راستین د ختران را تحت الشعاع ظواهر جنسی شان قرار می دهد و آنان را فدای هرزگی ها و هوس رانی های شیادان می سازد. بد حجابی ارزش زن را از بین می بـرد و او را تا حـــد یک کالا پست می کند. زنی که تن و اندام خود را در معــرض د ید همگا ن می گذارد و آن چه را کـه به جنسیت او مربـــوط می شود، به کوچه و با زا ر می کشد، در حقیقت می خواهـــد با تکیــه بر زنانگــی خویش، جای خود را در جامعه با ز کند نه با تکیه بر انسانیت خویش. در واقع او بدیــن ترتیب اعـــلام می کند که آن چه برای او اصل است، زن بودن اوست، نه انسا ن بودن و نه اندیشه و لیاقت و کــارآیی او. چنین زنی قبل از هر چیز اسیر خود است. او به مغـــازه داری شبیه است که دائما در فکر تزیین و تغییر دکوراسیون ویترین مغازه است.

عوامل تضعـیف حیا و حجا ب

اگر آدمی فلسفه حیا را به خوبی درک نکند، به تدریج، صفت حیا در او کم رنگ و همّـت او در رعــایت عفت و خویشتن داری کم می شود. صفات پسندیده، نیاز به مراقبت دارند و اگر به حال خود رهــا شوند از دست می روند. در حقیقت «شرم، احتیاج به حمایت دارد، تا اینکه لطیف ترین ارکان سرشت انسانی را حفظ کند.» در این میان، وظیفه جوانان، مطالــعه؛ وظیفه والـدین، تذکر؛ وظیفه نویسند گان، نوشتن؛ وظیفه مبلغان، سخن گفتن و وظیفه هنرمندان، به تصویر کشیدن جلوه های مثبت حیا ست.

بی حیایی والدین نیز تأثیر بسیـار شکننده ای بر باورهای دینــی فرزندان دارد. «هما ن گونــه که تربیت صحیح، حیا را تقویت می کند، تربیت ناسالم نیز سبب تضعیف حیا می شود. والدین و مربیان باید توجه داشته باشند که رفتار آنان به عنوان الگو، بسیار اثرگــذار است. اسا س بسیاری از بی شرمی هایی که در نوجوانان به چشم می خورد، بی شرمی پدر و مادر در روابط است.

در ایـن زمینه، تأ ثیـــر بسیار مهـــم رسانه های جمعــی انکارنا پذیر است، رسانــه های گروهــی مانند مطبوعات، کتاب، اینترنت، رادیو، تلویزیون، سینما، ویدئــو، ماهواره و سی دی، بر فرهنگ عمومــــی جامعه اثر می گذا رند.

از عوامل مهم تضعیف روحیه حیا، بی توجهی، بی حیایی والدین و تأثیر منفی و ویرانگـــر رسانـه های جمعی، به ویژه محصولات فرهنگی غرب ازجمله ماهواره است.

رعایت کردن حجاب، بر مقدار حیا می افزاید و آن را در شخص درونی تر می سازد. البتـه تا خواست و همّت واقعی در کار نباشد، انسان به کاری اقـــدام نمی کند. پس تا زمانی که دختر یا زن احساس نکنــــد نمایان بودن مو و سر و گردن یا تنگی و کوتاهـــی لباس، زشت است و از آن شرم نکند، انگیزه کافـــی برای پوشاندن خود ندارد.حضرت علی علیـــه السـلام می فرماید: «بر شما لازم است کـه لباس ضخیــم بپوشید. هر کس لبا سش نا زک است،دین او هم نا زک (و سطحی) است.» در کنار این مسئلــه، حیـای چشم (نگـــاه) نیز اهمیت بسیـــا ر دارد. حضرت در سخنــی دیگـــر می فرماید: «الحیــاءُ غَضُّ الطَّرفِ؛ شــرم، چشم فرو بستن است.» امام باقــر علیه السلام هم در کلامی فرمود: «فاِنَّ اللّه َ جَعَـــلَ الحیاءَ فی العَیْنَیْن؛ به درستی که خدا، حیا را در چشم ها قرار داده است».

دختران و زنا ن با حجــاب، از لحا ظ روحی و اخلاقــی سالم ترند. حجـاب باعث می شود زن، لطا فت و طبیعت خود را حفظ کند و ما نند گلـی شود که در د سترس همگا ن نیست و زود پــژمرده نمی شود.  زن با حجــاب چون کمتر دیـــده می شـود، محبوب است و هر چه محبــوب باشد، مطلـــوب است. زن با حجاب، با وقار و متانت گام برمی دارد؛ به هنگا م سخن گفتن، برای پرهیز از تحریک دیگران، صــدای خویش را نا زک نمــی سازد؛ زن محجبه با حجابش فــریاد برمی آورد: من جمــالم را در جــلال حجا ب می بینم و پوششم حکایت از دلی روشن، درونی پا ک و ایمانی قوی دارد.

او می گوید: من اسیر نفس و مطیع شیطا ن و عقده های روانی نیستم، از قید هر بند و اسارتی آزادم و در پرتو دستورات انسان ساز اسلام، همچون مرواریدی در صدف عفاف جا گرفته ام. پیرو فاطمـه زهرا علیهاالسلام هستم که در تمام صفات نیکو و انسانی به بالاترین حد خویش رسیده وجهان،بعد از قرن ها هنــوز هم بـــه وجـــودش افتخار می کند او باور دارد کـــه مخا لفت با دستورات الهـــی به زیان انسا ن می انجا مد؛ چنا ن که قرآن کریم می فرمایـد: «یا أَیُّهَا النّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنْفُسِکُمْ» یعنی: ای مردم! طغیان و سرپیچی از دستورات الهی ضررش به خود شما بر می گردد.

در جامعه ای که حجاب، متانت، عفت و حیا ارزش تلقی می شود، زن پایه های این ارزش را از رفتــار و کردار خود، به بینش و باور خویش سرایت می دهد و از طرفی نه تنها زنا ن دیگربلکه مردان را نیز به ارزش های جامعه متوجه می سازد و جامعه را به سلامت و ارزش های واقعـی سوق می دهد.    اما اگر زن ، روش ها و منش های خود را تغییــر دهد و به خودنمـــایی و آرایش های ظاهـری بپردازد ارزش هایی چون حجا ب و حیا و وقـــار را خدشه دار می کند و خود و اجتماع را به تباهـــی و فساد و بالاخره به ضدارزش ها می کشا ند.

نقش خانواده در بی حجابی

خانواده هایی که ازآمـوزه های د ینی فاصله می گیرند، در بــرزخ میا ن عمل به آمــوزه های دین یا تن دادن به خــواسته های نفسانی خود قــرار می گیرند. باورهای آنها رنگ مذهبـــی دارد، ولـــی حقیقت و اساس دینی ندارد؛ زیـرا دین را در محــدوده ای می پذیرند که با باورهای غیر دینی آنها تضـــاد نداشته باشد. دین، لقلقه زبان اینان است و در صورت روبه رو شدن با کمترین سختی یا تضاد آموزه های دین با تمایلاتشان، به راحتـی از دین چشم می پوشند. فــرزندان چنین خا نواده هایــی،به فرهنگ تسا مح در برابر دین خو می گیرند و به تدریج، به سوی بی حجابی گا م برمی دارند.

بی شک، مسائل اخلاقــی و تربیتی، اهمیت ویژه ای دارد و از پایین تریـن دوره سنـی با ید آموزش آنها آغاز شود. پس اشتباه است که به مسا ئل تربیتی مربوط به شــرم و حیای د ختران تا نُه سالگــی توجه نشود و تنها با فرا رسیدن زمان تکلیف، از آنها خواسته شود تا یک باره در درون خود انقلاب رفتاری و فلسفی برپا کنند. فراگیری امور تربیتی، حقیقتی است که باید به تد ریج شکل گیرد. حجاب نیز نوعی فرهنگ است و با ید کم کم در گذر زمان و حساب شده، در روح و جان فرزندان نها د ینه شود.        البته سست غیرتی سرپرست خا نواده نیز در گرایش به بـد حجابی و سستی حیا و عفت زنان و دختران نقش به سزایـــی دارد. این روحیـــه منفی گاهی سبب می شود ایـن گونه افـــراد که مسئول تـربیت دینی خانواده اند، با برخی توجیه های نفسانی بر بی حجابی و جلوه گری نا موس خــود اصرار ورزند و چـه بسا با نمــایش دادن زیبایی ها و لباس های فاخر و زینت های گران بهای او، بر دیگــران فخــرفروشی کنند. به راستی بینش و باورهای چنین سرپرستی، با مـردانگی و حفاظت از حــریم ناموسی خانواده در تضاد است. گفته اند که: «المرأة عورةٌ»؛ یعنی تمام اعضای بدن زن چنان لطا فتی دارد که اگر پوششی مناسب نداشته باشد، مایه آ سیب رساندن به خود و جامعه اش می شود. پس چگونه است که سرپرست خانواده در برابر اهـل و عیال خود، چنین بی اعتنا می ما ند.

خانواده هایی که خود را مسئول تربیت دینی فـرزندان نمی دانند و حتی در برابر بی حجابی اهـل و عیال خود فخرفروشی نیز می کنند، نه تنها آنان را از جا ده سلامت بیرون می برند ، بلکه جامعـــه را هم به آلودگی می کشا نند.

نماد های فردی علل بد حجابی
هر عـملی که انسا ن انجام می دهــد ناشی ازعلت هایی است که در وجـود او می باشد اگر فـــردی غــذا میخـورد نشان دهنده عـلت گرسنگی در وجود اوست. بد حجابی نیز دلائلی فردی دارد هر فرد بی حجاب ممکن است بنا به دلایلــی از قبول پوشش خــودداری کند . روانشنا سا ن جـوامع اسلامــی ایـن دلائل را به طور مفـصل در کتابهای روان شنا سی بیان نموده اند:
1. هیستری
یکی از دلایل بد حجابی بیماری هیستری می باشد . در این بیماری فرد علاقه زیادی به جلوه گری دارد. این بیماری منشاء روحی و روانی دارد و یکی از آثار و نشانه های بیماری افسردگـی درفـرد می باشد. چنین افـــرادی برای ارضا ي بیمــاری خود مرتب به دنبال مـــدل های بهتر و بالاتر و زیباتــــر و جذاب هستند.

2. عقده حقارت          
فردی که در خانواده و جامعه مورد تحقیر قرار می گیرد خانواده به او توجهی ندارد نظراتش را محـترم نمی داند در جامعه نمی تواند به طور د لخواه خود هر کار می خواهد انجا م دهد. می خواهـد از این راه که جلوه داد ن زیباییهای درونی و خدادادی است روی این عقـده سر پوش بگذارد .

3. سادیسم
سادیسم نوعی بیماری است که از افسردگی سرچشمه میگیرد . فرد دوست دارد به هر عنوان ،دیگــران را مورد آزار قرار دهد. به هر حال وقتی فــردی با پوشش نا مناسب در بین جامعـــه رفت و آمد می کند حس شهوت و غــریزه جنسی را در جوانا ن بیدار می کند و آن ها را دچــار مشکل مــی ســا زد فــردی که سادیسم دارد از این که ببیند جوانی غریزه جنسی در او شعله ور شده است و دست یابی به آن برای او ممکـن نیست لذ ت می برد وخود را قهرما ن این عـرصه تصور می کند. 

4. انتقام جویی
فردی که به خاطر رفتار دیگران آتـش کینه و نفــرت در وجودش شعله می کشد اگراز معنــویات به دور باشد سعی دارد در رفتا ربا دیگران این نفــرت و انــزجار را به مرحله عـمل و انتقام برساند. فــردی که دوستدار آزادی غربی است وقتی در این اجتماع دست یا فتن به آن برایش ممکن نیست حس انتقام اورا برآن بـــرمی دارد که ارزش های اجتماعی را خد شه دار کــرده و زمینه سقوط ارزش های اجتمـــاع را با رفتاربلهوسانه خود فراهم سازد.

5. مازوشیسم
علت دیگر گرایش به پوشش نا مناسب ،خود آزاری و مازوشیسم است. فردی که به دلایــل مختلف خود را عقب مانده می داند نسبت به خود بی تفاوت می شود و از بیماری یا شکست اجتماعـی خود نا راحت نمی شود .او به خاطر آزار رسا ندن به خود، خود ش رادر معــرض حوادث برخا سته از فحشا و فسا د می گذارد. چنین افرادی هر قـدر هم که در داما ن بی عفتــی فرو روند برایشان اهمیتی ندارد.زیــرا هیچ قانون و مقررات و صلاح و ثوابی را در نظر نمی گیرند و حتی آنها با خود، بیگانه اند.
6. جبران شکستها
فردی که از مقاما ت اجتماعی به خاطرعدم پوشش یا بی کفایتی باز ما نده سعی دارد با فساد بیشتر این شکست را جبران کند. کسی که تغییرات بنیادی در جامعه را نمی پذیرد و از مقامات سابق  خود خــلع و دچار شکست اجتماعی شده است سعی او بر این است که باهر وسیله ممکن این شکست را جبران کند.
۷. توطئه فرهنگی
متاسفانه بعضـی افراد خواسته یا ناخوا سته به دامـن این توطئه می افتند و شایــد برخی ا زسر انجــا م کاری که می کنند بی اطلاع با شند. سیری در تا ریخ نشا ن می دهد که آنجایی کـه دشمن توان مقابله با ملتی را ندارد با اشاعه فحشا از طریق جنس مونث ، وارد عـمل می شود .

 

ريشه هاي بد حجابي

گوهرشرم وحيا درصدف وجودزن نهفته است لــذازنان نبايدازجسم وظاهرجسماني خودبه عـنوان کالايي شهوت انگيز استفاده کنند وچشم هاي هـرزه رابه خــود متوجه نمايند.اين که مي بينيم عـده اي اززنا ن شخصيت انسا ني خودرا متــزلزل نموده وجسم خودرابه گونه اي شهوت انگيز درمعــرض ديد ديگــران قرارمي دهند ، عـلل وعـوامل مختلفي داردازجمله:

          1)            پيروي ازهوي وهوس هاي نفساني  

          2)            ضعف ايمان وواقع نگري

          3)            مردم آزاري يا دگرآزاري

          4)            ارضاي تمايلات جنسي وجسماني

          5)            جلب توجه وکسب جايگاه

          6)            خودنمايي براي صيد دل هاي مردا ن

          7)            علاقه به ازدواج وعدم موفقيت درآ ن

          8)            بي حيايي وبي عفتي

          9)            غفلت ونا داني

    10)            تهاجم فرهنگي

    11)            تبليغات دشمنان اسلام

    12)            پيروي ازشيطا ن وشيطان صفـتا ن

    13)            عقده حقارت

    14)            زيباجلوه دادن خود نزد ديگران

    15)            مد پرستي واظهارغناي مالي

    16)            ضعف غيرت مردا ن

    17)            عملکرددستگاه هــاي ذيربط

    18)            بي توجهي خانواده ها

    19)            تقليدهاي کورکورانه

    20)            کبروغرور

    21)            دوستي هاي نامطمئن

    22)            عدم احساس مسئوليت درحفظ ارزش ها

    23)            عدم عزت نفس

    24)            غرب گرايي ياغرب زد گي

غيرت مداري درروايات وصفت معصومين عليهم السلام

صفت غیرت در انسان، ما نند پا سبانی است که موجب ثبا ت خــانواده می گردد و غیرتمنـد با تعصب و حمیّت و حفظ نوامیس خود،جلوی انحراف های احتمالی را خواهــد گرفت. انسا ن غیــور نه تنـها نسبت بــه خــانواده خــود بلــکه نسبت بـه نا مـــوس دیـگـــران نیز حسا س است؛ زیـــــرا وظیفه حـــراست و پــا سبانـــی را منحصر در اهل و عیا ل خود نمی داند بلکه در سطحــی گسترده تر در اجتماع و حتی در سراسر جها ن ، خود را مسئول می داند. او آفــریده خا لقـی است که غـیور مطلــق است؛ چنان کــه در روایتی، به غــیرت الهی اشاره شده است:

«ان الله غیور یحب کل غیور و لغیرته حرّم الفواحش ظاهرها و باطنها.»

یعنی: خداوند غیرتمند است و هر انسان غیرتمندی را هم دوست دارد و چون غیور است، گناهان زشت چه آشکار و چه پنهانش را حرام کرده است.

در برابر، کسانی که غیرتمند نیستند و مخا لف آ ن رفتار می کنند. ذ لیـــل و خـوار خواهــند شد؛ چنـا ن کــه رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:

«جدع الله انف من لا یغار من المؤمنین و المسلمین.»

یعنی: خدا بینی مؤمن و مسلمانی را که غیرت نداشته باشد، به خاک ذ لّت می مالد.

در سیره امامان معصوم علیهم السلام که کردارو گفتا رآنا ن نه تنها سرمشق شیعیان ومسلمانا ن ،بلکه آزاد مـــردان جها ن است،آموزه های فــراوانی در این با ره وجود دارد؛ برای مثال، حضرت امام حسین علیـــه السلام ، ســردار غــیرت و آزادی، وقتـــی مشاهـــده نمـــود که لشکــر یــزیــد بین او و اهل بیت جدایـــی افکنده اند، با با زداشتن آنها از حرکت به سوی خیمه های اهـــل بیت،غیرت مداری خــویش را نشان داده و فرمودند:

«اقول انا الذی اقاتلکم و لقاتلونی و النساء لیس علیهنّ جناح فامنعـوا عتاتکم عن التعـرّض لحرمـــی ما دمت حیّا.»(11)

یعنــی: من با شما می جنگم و شما نیز با من می جنگیـد؛ زن ها کــه گناهی ندارند. تا من زنــــده هستم نگذارید سرکش ها و ستم کا ران شما، متعـرض اهل بیت من شوند.

با نگاهی به روایات و سیره معصومین علیهم السلام درمی یابیم که غیرت، از نیکــوترین صفات مردان است. خداوند غیرتمندان را دوست دارد و خـــود نیز غـــیور است. بی غیرت، در دنیا و آخـــرت، عذاب می کشد و بی عـفتی نوامیس او، فساد خانوادگی، ناصا لح شدن فـرزندان و... نتیجـه همین بی غیرتــی است.

غیرت مرد مسلمان، امری ستودنی است؛ چنان که امیرالمؤمنین آن را از نشانه های ایما ن شمرده اند: «غیرة الرجل الایمان.» یعنی: غیرت مرد و حــراست او از نا موسش، جزء ایما ن است.

در سایه غـیرت اجتماعی ضمانت های اجرایـــی برای فعـا لیت زنا ن فـــراهم می آیــد و جامعه از امنیت و سلامت معنوی بهره مند می شود.

مردبايدهمـچون حصاري زن رادرحمايت ومراقبت قراردهد. توجه مردبه عفاف همسرخويش شرط اوليه حفظ حريم خانواده وحفظ سلامت اخلاقــي است ودرافــزايش عشق ومحبت وي به شوهرش موثــراست.

مثل مرد، مثل باغباني است که گل هاي زيباي بوستـان راازدستبردگلچين نگهـــداري مي کند،اگرباغبا ن درحراست باغ مسامحه کند بي شک دست هاي تجــاوزگـري هستندکه به سوي گل هاي زيبا دراز شوند.

 

نگاه به زنان نا محرم وسيله گمراهي

نگاه به زنا ن بد حجاب ،آنا ن را به عـمل خود تشویق می نماید. آنان از این که می بینند مـورد توجـــه دیگران قرار گرفته اند، احساس رضایت می کنند. دیـن اسلام، مـردان را از نگاه به نا محرم با زداشتــه است؛ زیرا زنا ن بی اعتقا د و بی مبالات، خطــرهای فراوانی برای افـراد با ایمـا ن دارنــد و در حقیقت شکا رگـاه و دام های شیطا ن هستند. رســـول گرامــی اسلام می فرماید: «اوثـق سلاح ابلیس النّساء.»

یعنی: مطمئن ترین اسلحه برای شیطان، زنا ن هستند.

شیطان از دام های گونا گونی برای گمراهی انسا ن استفـاده می کند که از همه آنها مهم تر و کوبنده تر زنان بی ایمان هستند؛ زنـانی که خود را می آ رایند و به عشــوه گــری و طنـازی می پردازندودر صدد دلربایی از افراد هستند، به آسانی در مأموریت شیطانی خود در برابر سست ایمانا ن موفــق می شـوند. بنابـراین، شایسته است در صورت مواجهه با چنین زنانــی، انسا ن خود را کنترل نمــوده و به راحتــی اسیر چنین وسوسه های شیطانی نشود. کوچک ترین ضعـف و سستی در این راه خسارات جدی در پـی خواهد داشت. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«من اطلق طرفه کثر اسفه.»

یعنی: هر کس چشم خود را رها کند (کنترل نکند) تأسف و ناراحتی او زیا د می شود.

اگر کانون خـا نواده، یک محیط آرام و دور از اضطراب و دلــهره باشد، زمینه برای رشد و تربیت آینده سازان فراهم می آید و مسائلی چون طــلاق، جار و جنجـال، اضطراب و بیماری های عصبــی و روانــی کاهش می یابد. البته زنان به دو دسته صا لح و ناصا لح تقسیم می شوند که بین این دو د سته از جهت ارزش و منزلت، فاصله بسیار است؛ چنان که اما م صادق علیه السلام می فرماید: «لیس للمرأة خطــــر لا لصا لحتهنّ و لا لطا لحتهنّ فامّا صالحتهنّ فلیس خطرها الذهب و الفضة هــی خیر من الذهب و الفضّة و اما طالحتهن فلیس خطـــرها الترا ب خیر منها.»

یعنی: برای زن، ارزش و همـــاوردی نیست؛ نه بـرای صا لح آنها و نه برای ناصا لح آنان . زن خــوب ارزشش، با طـــلا و نقـــره برابری نمی کند بلکه بهتر از طلا و نقره است اما زن بــد، خا ک نیــز قیمت و بهای او نیست بلکه خا ک بهتر از اوست.

حجاب، سدّی در برابر امیا ل هوس با زان است و باعـث روآوری جوانان به ازدواج می شود؛ چنان که بی حجابی و بی عـفتی می تواند سبب گریز جوانان از ازدواج گردد.

حجاب موجب خشنودی خداوند است؛ زیرا زن، با حجاب، جلال خود را حفظ می کند و به راستی جمـــال و جلال زن در حجاب اوست. حجا ب وسیله ای برای گسستن بندهای اسارت نفس و رهایی ازآ ن است. حجاب نشانگر حیا و پاکی روح و روان زنا ن است و استقلال فرهنگی و د ینی یک جامعه را به نمایش می گذارد و ایمان و اعتقاد زن را به خداوند نشان می دهد.

زن با حجاب، در تیررس هواهــای نفسانی ناپاکا ن نیست؛در نتیجه محبـوب است و محبـوب می مــا ند. زنان با حجا ب چـون مــرواریدی در صدف عـفا فنـــد، با ارزشنــد و گـــران بها.کـــوتـاه سخن این کـــه زنان با حجا ب تنها بنده خداوند و سبب عـزّت و سرافرازی خود و خا نواده شا ن می باشند.

به راستی کدامیـن راه برای زنــان عـزّت آفـرین و شخصیت آور است؟ آیا اگـر زنا ن ماننــد عروسکـــی بزک شده به جامعه بیایند و مـــردان هـــرزه به آنــــــان چشم بــدوزنــد و حــرمت آنان را پا یین آورنــد و زنـــان درگیر مسابقه خودنمایی شوند، شخصیت آنان حفظ می شود یا این که حرمت و احترام خود را در محیط خانواده حفظ کنند؟

اساسا پوشش زنان سبب می شود تمتعات جنسی منحصر در خانواده باشد؛ همچنین به حفظ و حــراست از کیان اجتماعی و استفاده بهینه از نیروهای فعال آن کمک می کند. در مقابل،حضور زنان بــی حجا ب و بدحجـــا ب، ایمان مـــردان را می رباید و چه بسا باعـث رکــــود در فعالیت های اجتماعـــی می شود.

 

 

 

مسئله بد حجا بی

 بدحجابی، پرتگاهی بین حجاب و بی حجابی!

بر خلاف تصور رایج که کلید قفل بد حجابی را در برخورد انتظامی و اجباری می یابنداصلا این گونه نیست. اولا این که بد حجابی در مرحله نخست ،به نظم ربطی ندارد. و اگر هم به نظم مربوط باشد در کنار جرم هایی مثل الواتی و زورگیری نیست که بشود با بدحجابی مثل آنها برخورد بگیر و ببند انجام داد. چرا که اول از همه برای آنها نسبت به حکومت دینی تنفر ایجا د می کند. ودیگر اینکه، بر فرض هم اگر فرد بد حجاب دفعه بعد با حجا ب ظاهر شد هنوز علت بدحجابی رفع نشده بلکه به خاطر ترس آن را انجام نمی دهد. درواقع بد حجابی یک مشکل اخــلاقی است که با ضمانت اجـــرای ترس حـــل نمی شود. یک علت مهم و عمده آن تبلیغات گسترده برای ارزشمند نشان دادن نوع تیپ و مدل زندگی غربی توسط ماهواره ها است. و جالب آنکه افرادی هم که ماهواره ندارند از آنها که دارند الگو برداری می کنند. و این فرهنگ غـلـط مثل دومینو مدام گسترش می يابد.


طبق آماردر ایران 100 ماهواره تلویزیونی یعنی نیمی از ماهواره های جهان قابل د سترســي است، که امکان تماشای هفده هزارو ششصدو شصت و یک شبکه را فراهم می کند. وبیش از 380 کانال خاص رقص، موسیقی، در 24 ساعت است.

74 شبکه از شبکه های قابل دریافت در ایران صرفا به نمایش مد و لباس هایی اختصاص دارند که رسما تبلیغ و انتشار عـریانی است.


پس به بد حجابی باید با دید کلان نگریست وریشه آن را خشکاند. چرا که بـریدن شاخه های آن باعث بار بیش تر آن است.

 

 

 مبارزه با بد حجابي


مبارزه نظامی با بد حجابی مثل اینست که دملی در صورت ما سبز شده و ما بخواهیم آنرا با چاقو ببریم. راه درست آن است که با مراجعه به پزشک ریشه آنرا از بین ببریم. یکی از دلایل پیشرفت جوامع غربی این است که در هر کاری از متخصص و دانشمند آن رشتـــه استفاده می کنند، حتــی به بی حجابی کشاندن جوان ها و ایجاد معضلا ت فرهنگی در جامعه ما. حال ما چرا از عالمان علـم جامعه شناسی ، مردم شناسی و متخصصان دینی و فرهنگی استفاده نکنیم؟ باید آنها را جمع کرد تا طرحـی عملی برای حفظ این ارزش مقد س بریزند. و بایــد برای به نتیجه رسیدن ، هـزینه کرد. این همه قراردادهای 400-500 ميلیون تومانی با بازیکنان فوتبال تیم های دولتی بسته می شود و قراردادهای ميلیاردی که با مربیان بسته می شود چه اشکالي دارد اگر مقدار قا بل توجهی هم در امـر فرهنگ هزینه شود؟ وبا ایجاد شبکه های گسترده ماهواره ای که فیلم های جذاب وحا وی فرهنگ اصیل دینی داشته باشد. با تشکیل گروه گسترده از سخنرانا ن جوان پسند و اعـزام آنها به دانشگاه ها و مدارس و... به طور منظم و پیوسته. ویا با نشان دادن زنا ن محجبه موفـق در زمینه اختراع، نویسندگی، نقاشـی هنر و... در رسانه ها به طـور گسترده از آنها الگو ساخـت.


ونباید فراموش کرد که تبلیغات و ایجاد پشتوانه فکری یکی از راههای موثر در این زمینه هست. اکنون که ارزش هایی مثل زیبایی، مد و خودنـمایی در جامــعه حاکــم است. می توان با تبلیغـات فــراگیر ارزش هایی مثل هنر و علم را برای افراد، مهم جلوه داد ،تا صاحبان این ارزش ها در جامعه مهم شمرده شوند و افراد برای جلب توجه که نیا ز انسان است به جای نمایا ن کردن اندام های خود به سمت علم و هنر و .... به روند.

 
 

 

حجاب حق الهي

 

شبهه اي که در ذهنيت بعضي افراد هست، اين است که خيال مي کنند حجاب براي زن محـدوديت و حصاري است که خانواده و وابستگي به شوهر براي او ايجاد نموده است و بنابراين حجاب نشانه ضعف و محدوديت زن است.

 

راه حل اين شبهه و تبيين حجاب در بينش قرآن کريم اين است که زن بايد کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا به گويد من از حق خودم صرف نظر کردم،حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد به گويد من راضيم،حجاب زن مربوط به خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند . حجاب زن حق الهي است، لذا مي بينيم در جهان غرب و کشورهايي که به قانون غربي مبتلا هستند اگر زن همسرداري، آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام مي کنند، اما در اسلام اين چنين نيست. حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش مي باشد، همه ي اينها اگر رضايت بدهند قرآن راضي نخواهد بود،چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق الله مطرح است و خداي سبحان زن را با سرمايه ي عاطفه آفريد که معلم رقـت باشد و پيام عاطفه بياورد، اگر جامعه اي اين درس رقّـت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غريزه و شهوت رفتند به همان فسادي مبتلا مي شوند که در غـرب ظهور کرده است.

 

لذا کسي حق ندارد به گويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم، از اين که قرآن کريم مي گويد هر گروهي ، اگر راضي هم باشند، شما حدّ الهي را در برابر آلودگي اجرا کنيد، معلوم مي شود عصمت زن، حق الله است و به هيچ کسي ارتباط ندارد. قهرا همه ي اعضاي خانواده و اعضاي جامعه و خصوصا خود زن امين امانت الهي هستند.

 

زن به عنوان امين حق الله از نظر قرآن مطرح است يعني اين مقام را و اين حرمت و حيثيت را خداي سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده:« اين حق مرا تو ،به عنوان امانت حفظ کن».

 

 

 

 

مثال هايي براي حجاب وبد حجابي

 

1) يک غنچه گل يک پوسته اطراف خوددارد،يعني آن پوسته حجاب وپوشش غنچه است وهيچ کس حاضربه چيدن نيست،اماوقتي غنچه پوسته وحجاب وحفاظ راکناربگذاردوخودنمايي کند،عطروبويي ازخودنشان مي دهد وجلوه گري مي کند،همه هوس چيدن آن راکرده وآن رامي چينندوچندصباحي هم به آن مي رسند وآن رادرظرف کريستال قرارمي دهند،چهارروزديگرکه گل پژمرده مي شود،همان کساني که آن گل راچيدند،آن رادرون سطل زباله انداخته وگل تازه تري راجايگزين آن مي کنند،نتيجه مي گيريم غنچه وقتي حجاب راکنارگذاشت وجلوه گري کردچيده شد.

 

2) حجاب براي زن ،حکم پربراي پرنده رادارد،يعني اگرآن راکنارگذاشت وحجاب کم رنگ شد،ديگرآسماني نمي شود ونمي تواندپروازکندوبه بالا برسد،بلکه طعمه مي شودمانندکبوتري که پرهايش راکنده اند، بازيچه کودکان وطعمه حيوانات مي شود.

 

3) گل درگلخانه، شادي ونشاط پيدامي کند ،حجاب مثل گلخانه اي است که گل وجود زن وشادابي وطراوت زن راحفظ مي کند، چراکه ازنگاه دين زن ريحانه وگل است.

 

4) اگردرمقابل پنجره خانه امان طوري نزنيم ازنيش پشه هاومزاحمت مگس ها درامان نخواهيم بودوقتي راه ورودپشه هارامي بنديم خودرامصون مي کنيم،نتيجه مي گيريم حجاب محدويت نيست بلکه مصونيت ،امنيت وآرامش است.

 

5) وقتي سرپوش يک شيشه عطربازباشد خالي مي شود ، فضا رامعطرمي کند اما خودخالي وبي اعتبارمي شود. يک زن وقتـــي جلوه گــري مي کنــد نه تنها ارزش واعتبــارش کــم مي شودوآسيب مي بيندبلکه فضايي راکه درآن قراردارد راآسيب مي رساند،به خاطرهمين است که دين روي حجاب تاکيددارد براي اين که خداعزت زن رامي خواهد،درنگاه قرآن بدحجابي وبي حجابي يعني خودآزاري ،به همين علت قرآن به انسان مي گويد اي انسان اگرحجاب راکناربگذاري مورداذيت وآزارقرارمي گيري

 

 وتوسط افرادهوسباز مدتي موردتکريم واحترام قرارمي گيري امابعدازمدتي همان افراد شماراکنارمي گذارند.پس عقل سليم حکم مي کند که درپي آزارديگران وآزارخـود نباشيم.

 

6) درنگاه دين، زن مانند يک ظرف قنداست، قندبايد ازديدهوس بازان کوچه بازاري وموجـــودات کودک صفت دورنگه داشته شود، يعني زمينه هاي فتنه وفساد بايد حذف شودو کناربرودودرپوشش خودش قراربگيرد يعني براي بيان انگيزه حجاب دو کاربايد انجام داديکي حفظ زن وديگــري حفظ جامعه اي که زن درآن زندگي مي کند.

 

7) اگردرب خانه يا گاوصندوق نيمه بازباشد،ديگران مي خواهندبدانندداخل آن چيست ولي اگردرآن بسته باشد،چنين هوسي درکسي ايجــادنمــي شود،درست مانندبـــدحجابي ،زيرافـرد بد حجاب تابلــواعلام نيازرابرگردن خودآويزان مي کندو محتاج نگاه ديگران است.امافردباحجاب وقارومتانت دارد ونيازوحاجتي به نگاه هاي ديگران ندارد.

 

8) ماانسان ها جزيره نيستيم بلکه مانند ظروف مرتبطه به هم مربوط هستيم ،به همين دليل هيچ انساني حق نداردعملي انجام دهد که تاثيرمنفي روي ديگران داشته باشد.فردبدحجاب نه تنهاخودآسيب مي بيند بلکه مورداذيت وآزارديگران و حتي ازهم پاشيدن خانواده ها مي شود يعني آسيب فردبدحجاب به افراد جامعه سرايت مي کند،هماننديک سيب خراب وگنديده اي که درون يک صندوق سيب باشد ديريا زود به بقيه سيب ها سرايت مي کند.

 

9) حجاب مانند پرچــم اسلام است وزنان ، پرچمــدارآن ،حجاب تعظيم شعائــراسلامـــي است.

 

آيا درست است بگوييم قلبمان پاک است وهـرطورخواستيم رفتارکنيم؟

 

اين که بگـــوييم قـلبمان پا ک با شد وبــه احکا م الهـي پا يبنـــد نبا شيـــم وهــرطــــورکه دلــمـــا ن بــه خواهد رفتارکنيم اشتبـــاه است  قلب پا ک با شد ازچـــي ؟ قـلب با يد پا ک با شدازهوي وهـــوس ، پاک باشدازدلـــم مي خواهدها. حجا ب يکي ا زاحکا م الهـي است ومابه عنوان يک مسلمان بايدازد ستـورات الهــي پيروي کنيم.

وظيفه جامعه دربرابربد حجابي

افراديک جامعه ما نندبدن انسا ن مي باشند،اگرفردي درجامعه ازلحــاظ روحي مـريض باشد تما م مرد م بايد درصــدداصلاح آن برآينــد وسعي وتلاش کنند تا اوراازانحرافــات نجات دهند،زيرااگر سستي درايــن امرخطيرکنند بيماري آن فرد به سايرمردم سرايت مي کند وامکا ن دارد بتدريج تمام جامعه رافراگيرد.

رسول اکرم مي فرما يند:

وقتي گناه درخفاباشد، ضررآن فقط متوجه گناهکا ر مي شود واگرمعـصيت آشکارا صورت گيرد وجلوي آن گرفته نشود ضررآن براي همه مردم است.

براي جلوگيري ازبدحجابي، بايد کودکا ن راازهما ن اوان کود کي ،با فرهنــگ غنــي اســلام آشنا ساخت ودرمدارس ودانشگاه ها دراين راه بزرگ تلاش وکوشش شود ومرد م بايد به مسئــله امـــربه معــروف ونهي ازمنکرتوجه کنند تا محيط وفضاي جامعه ازهرگناه وآ لودگي پاک گردد.

 

زن مظهــرظرافـت وجمــال آفــرينش است . اصلاح جامعـــه درگـــروتقــواي زن ومحيـط خـانـواده درس اوست،برهمين اساس زن مربي بشراست ومي تواندباتربيت فرزندي،امتي را رهايي بخشد . حال جايگاه والاي اين گوهرآفرينش اقتضامي کندکه درصــدف حجا ب قرارگيردتاارزش هاي اوحفظ شودواين فلسفه پوشش است که خداي حکيم ، براي نا موس خلقـت واجب کرده است.                   

بــه امیــد روزی کــه شاهـــد با زگشت عـــده ای از زنا ن و د ختـــران جامعه اســـــلامــی کــه ازجـــاده حجــا ب بیرون رفته اند، باشیم. همانا حجاب، صدفی ارزنده است که گوهرهای عفا ف را در خود جـای می دهد و عزّت دنیایی و کرامت عقبایی را به زنا ن مسلما ن ارزانی می دارد.

ای زن به تو از فاطمه این گونه پیام است

ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

 

 

 

 

نتيجه گيري

بدحجابی از مسائلی است کــه سلامت فرد و جامعه را تهدید می کند . پوشش نامناسب پی آمدها و آثــار جبران ناپذیــری در فرهنگ، اخلاق، اعتقــاد، اقتصاد وامنیت جامعــه دارد کــه گـاه مسیری انحـرافــی و بازگشت ناپذیــری پدید می آورد .

بد حجا بي درحقيقت عامـــل بازگشت به عصرجاهـليت واستفـاده ابــزاري اززنا ن است.

فساد ازنتايج بد حجا بي درجامعه است که بايد جلوي آن راگرفت درغيراين صورت به تدريج کل جامعــه راخواهد گرفت. درجامعه کنوني بحث بد حجا بي به عنوا ن يک ناهنجاري اجتماعي موجب تکد ر خاطر

همگــان شده است. چـــراکه نسل جــوان ود ختران و پسران نوجـــوا ن ما به جــــاي اين که خود را در عــرصه هاي علمي آراسته کنند، به آراستگي هاي ظاهري بسنده کرده اند. به نظر مي رسد در برخـــي لايـــه هــاي اجتماعـــي غفلت هايي شده است و بـه جـــاي حــرکت هــــاي ريشـه اي بــــــه دنبـــا ل راه حـــــل هاي سهــل الــوصــول بــــوده ايـم .عــد م نهـــي منکـــر در جـامعـــــه کنــونـــي ، باعـث بـــروز مشکـــلات شده است و کسـا نـــي کــــه امــربــه معـــروف ونهي از منکــرنمي کنند مـرد گان متحــــرک هستند ، بايد ايـن مــوضوع رااز خـانـــواده آغاز کرد ودر جامعه اشاعــه داد.

همه دليل بد حجا بي ، بي توجهـي والدين به نوجوانا ن نيست ، اما بايد پرسيد چرا خانه هاي ما اکنــون به يک خوابگــاه صرف تبــد يل شده اند و پدرها و مادرها و بچه ها فقط چند ساعــت از شبــانه روز را کنـار هم سپري مي کنند؟

بعضي والدين گمان مي کنند تربيت يعـني برطـرف کــردن نيازهاي ما دي فرزندان در حا لـــي کــه آن ها نيازهاي اسا سي تري دارند. با يـد تبعـات رفتــا رهاي ناهنجار را به آن ها فهمـــانــد و به آنان آمــوخت عـرصه هاي ديگري براي جلب توجــه وجــود دارد.

افراط وتفـريط درمبارزه بابد حجابي هم مزيـدبرعلت است به ويژه مقطعــي عـمل کردن وبي توجهــي به تاثيرفرهنگ سازي مستمــروتـــدريجي نسبت به برخوردهاي مقطعــي ودفعي وناپايدار. اصــولا افراط و تفريط در همه حوزه ها مذ موم است ، هم چنان که اسلام هـم ديــن اعـتدال است.

بد حجابی بايد به عنوان یک پد یده اجتماعی ابتداء ریشــه یابی شــود و بعــد از آن از راه صحـیح با آن مبارزه شود. زیرا کسانی که بد حجا ب هستند دارای انگیزه واحـد نیستند و نمی توان نسخه واحد برای آن ها پیچیــد و از یک راه از آن جلوگیری کرد.

بنابراين فرامــــوش نکنيم انجـام اقدام هاي مقطعـي و غيرمــــداوم که تداعــي زير ساختي نداشته باشد، پشتوانه باور جوانان را هم به دنبال نخواهـد داشت.
و نکته مهم ديگر، ضرورت تعا مل ميان نيروهاي کنترل اجتماعـي با جامعه شناسا ن ، روانشناسا ن و مدد کاران اجتماعي و...است که با خــرد جمعي به مبارزه با معضلا ت و آسيب هاي اجتماعي بپردازند.

ضروري است در تصميم سازي‌هاي فرهنگـي- اجتماعـي بـه صورت متفــرق و جزيره‌اي عـمـل نشـود و براي حفظ فرهنگ ديني و ملي و خـرده فرهنگ‌هاي اقوام مختلف ، خصوصا در بحث حجا ب كه بسيا ر موثر است، تلاش شــود.

پديده بدحجابي يک معلول است و به نظر مي رسد بايد کمي عـميق تر به مساله نگاه شود.

درپديـده بد حجا بي بيشتربا غفـلت مواجه هستيم يعنـــي افــراد بـد حجا ب درارزش خود به عنــوان يک مسلمــان وايراني غافـلنـد نـه ايـن که بخـــواهنــد دانسته به دستورا ت دينـي وفـرهنگ ملــي خــودپشت کــرده باشند،برهمين اساس اگرازنظــرفرهنگـي برروي اين افرادحــرکت عمـيق وريشه اي انجــا م شود خـواهيم ديدکه مشتاقانه به طرف د ستورات ديني و فرهنگ ملي خود حرکت خواهند کـرد.

پوشش مناسب ودرخورشان افراداجتماع يکي ازمهمترين هنجارهاي ديني است،دشمنا ن ما ازسال هاي

 گذشته برنامه ريزي کرده اند تابه ارزش ها ، باورهاي ديني وهنجارهاي اجتماعي ما ضربه ،بزنند کــه

 دراين راه،بسيا رپيچيده وتشکيلاتــي عـمل کرده اند، پس برخورد بااين پديده با يد ازپيچيدگــي وظرافت همه جا نبه برخوردار باشد.

بادقت دررفتاردشمنان خودمي بينيم که آن ها بيش ازهمه باحجا ب مسلمانا ن که نا شي ازفرهنگ ديني آنان است مخا لفت مي کنند ودائم براي اين کارازمدهاي وارداتي وا لبسه نيمــه برهنه ،تبليغاتــي حجيـم مي سازند وسعي دارند تامسلمانا ن رابه اين چيزها مشغـول کنند تا فـرصت طهارت اخلاقي وآرمان هاي ديني ملي را، ازآنان سلب کنند. دشمنا ن به خوبي مي دانند کــه با رواج بي بنـد وباري ،آشفتگـــي هاي متعدد واجتماعي بروزمي کند وهنجارهاي جامعـه درهم مي شکند.

به د ليل غفـلت مسئــولان وگرسنگي فرهنگي جامعــه ، درمقـــاطعــي ، فـرهنگ ماعلــي رغـــم اصا لت وريشــه داري تاريخي ازفرهنگ بيگانه تغــذيه کرده است وهمين امرسبب بروزنابسامــاني وناهنجــاري درفضاي فرهنگي جامعه شده است.

جريان عبرت آموز اندلس وغــرق کردن جوانا ن ومــردان آن ديا ربه جلب ظــواهروشهــوت راني هاي مختلف ، تصرف امکانا ت وذخــايرآن مملکـت ،مصداق عـيني وتاريخـي است.

برای مبا رزه موفق با بد حجابـی با ید ابتـدا نوع آ ن را شناخت و از راه خاصـی که برای مبارزه با آن موثر است وارد شد. اگر با کسی که به عــلت عــد م آگاهی از حــدود حجـا ب یا بدون آگـاهی از آثـا ر و ضررهای آن بد حجا ب است بــرخورد قضایــی و فیزیکی شود نتیجـه ای نخــواهد داد یا نتیجــه عکس می دهــد.

 کسی که از سر لجبازی با افراد، بد حجاب شده است، باید با با احترام و محبت زمینه های لجبــا زی را از بین برد.

کسی که بد حجابی اش به منظــور خود فروشــی است، باید به سراغ انگیـزه خود فروشـی او رفتــه آن انگیزه را از بیـن بـرد.

به هر حال با شناخت د قیق از نوع بد حجاب و انتخاب راه مناسب، مبا رزه با آن و هـدایت افراد بسیا ر ساده می شود.

با توجه با ريشه هاي بدحجا بي  مبا رزه با بدحجابي بايد همـه جانبه وعمـد تا فرهنگي باشد.

راه حل مشکل را بايد از جنس مشکل انتخا ب کرد، بنابراين يک مشکل اجتماعي بايد راه حل اجتماعي داشته با شد .

بدحجابی چها ر پی آمد ویـرانگر دارد:

1) تبدیل شخصیت والای زن به ابزاری برای خوش گذرانی یا تبلیـغ کالا

 2) بر هم خوردن تعادل روانی و فکری قشرهای گوناگون جامعه به ویژه نوجوانان و جوانا ن

3) تزلزل پایه های استحکا م و پیوند خا نوادگی؛ ایجا د نابسامانی

4)  آشوب و حتی جنا یت در عرصه زندگی اجتماعي

اگرهماهنگي بين سيا ست ها ي مختلف وجود داشته باشد برخورد قضا يي ،مفـيد خواهد بودولي اگراين برخوردبه تنهايي صورت گيرد به مفيد بودن آن اطمينا ني نيست.

باکارهاي عظيم فرهنگي – علمي ،بـرپـا يي نمايشگــاه هايي درباره بــدحجابي ،تهيه فيلم ها وسريال ها ومحصولات فرهنگي – هنري ، فرهنگ سازي خا نواده ها ،مي توان تا ثيرگـذارشد.

بيداري،همّـت بلند،کيا ست،تـد بيروراهبردهاي جامعه که منجربه حرکت هاي جاذب وهمه جانبه فرهنگي براي زدودن ناهنجاري هاي جامعه ازجمله پديده نامطلوب بد حجا بي مي شود ضروري است.

بايدنهادهاي تبليغي ارشادي،مجـلس،دانشـگاه ها وآموزش وپرورش راهکارهاي حجا ب برترواسلا مــي راارائه کنندامانبايد درمقابل کساني که مي خواهندبه نظام ضربه بزنندبي تفاوت باشيم ،بلکه بايددرمقابل افرادي که اهل شنيدن وارشاد نيستند،قاطعانه برخوردکرد.

بدحجابي مسبب بسياري ازمنکرات درجامعه است وبايد نسل جديدبه طورعميق بافلسفه حجاب وپوشش آشنا شوند. رعــايت حجا ب اسلامــي ازواجبات د ينــي بــه شمـا ر مـي رود و رعــايت اين اصل درنظام جمهوري اسلامي برهمـه لازم وضروري است.

ماهيت برخورد با پديده بد حجا بي ، بايدهمه جا نبه وفـرهنگي باشد.

بد يهي است که شعــارهاي فرهنگي مستلزم فــراهم کردن ابزارهاي تحقـق آن شعا رهاست.بازار لبـا س وپوشاک ماابزارتحقـق شعارهاي فرهنگي مانيست.اصالت سود که سوغات تفکـرغـربي است متا سفانـه درمواردي مرام برخي توليد کنندگا ن وکسبه شده است که به جـز سودبيشتربه چيزديگري نمي انديشند.

يک مسلمان ، درهرشغل ومسئوليتي که دارد، بايد درد دين ودرد فرهنگ داشته باشد، البتــه دولت هـــم بايددربحث حمايت هاي مناسب ،ازبــازارپوشاک وتشويق بخش خصوصي براي عرضــه پوشاک مناسب ومتنوع وارزان قيمت، واردعرصه شود تااصناف وتوليدکنندگا ن ازامنيت شغـلي واتکا به حما يت ها به توليد وعرصه لبا س هاي مورد تقاضاي اکثريت مردم ا قدام کنند.

اميد است طــرح ساما ندهي مـد ولبا س درصحـن عـلني مجلس هــم به تصويب بـرسد تـا زمينه انتخا ب آزادانه سلائق مختلف واستفا ده ازلباس هاي متنوع اما وزين وپوشيده براي همگا ن فراهـم شود.

دستگاه ها ونها دهاي فرهنگـي درصف اول تاثيـرگـذاري برمقــولــه حا کميت ارزش هاي اصـيل ود يني هستند. مهـم ترين وظيفه درشرايط امروز بردوش رسانه ها اعم ازمکتــوب ، شنيــداري وديداري است.

تازماني که آگاهـي لازم وکا في فرهنگي بااستفــا ده ازابــزارهنرولــطافــت وانعــطا ف به مــردم ا رائــه نشود مادرکوچه پس کوچه هاي نابساماني فرهنگي گرفتا ريم.

ملت مامتمدن وفرهيخته است ولباس وپوشش براي انسان درطــول تا ريخ قــرين وهمراه با تفکروتعـقل وتمدن بوده است. هرچه بشرمتمــدن ترشده لبا سش پوشيــده ترشده ودردوران جاهـليت وقبل ازتا ريخ عرياني بيشترمشهوداست.درواقـع رابطه تشخص و پوشش درتا ريخ به انــدازه اي است که خوانده ايم، بردگان مجوزحجاب رانداشته اند چون حجا ب نشان ازتشخص وآزاد گي است .حجاب وعفا ف ، حـرمت واحتــرام انسان ها ست وبـــه خصــوص درمــورد زنــان، وسيله اي است بـــراي به فعــلــيت درآورد ن استعدادهاي با لقوه وعاملي براي تضمين امنيت اجتماعي درمحيط کاروفعاليت ومانع ايجاد فسادوناامنـي مي باشد.درواقع حجاب چترامنيتي است که انسان درسايه آن به آرامش مي رسد.

انسان در پنــاه حجاب ، احسا س آرامش می کند . پوشش اسلامـی نیز نگهبا ن زن است و به او امنیت و آرامش می بخشد. پس هر چـه این پوشش کامل تر شود، درصد امنیت و حفاظت زنان بالاتر می رود. زحمت حجاب، حق بیمه ای است که زن برای تأمین سلامت خود می پردازد ؛ زیرا حجاب، ما نع جریان یافتن هوای نفس و نگاه های آلوده و فسادآمیز، به حریم پاک زنا ن می شود. پوشش، سدّی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگ غرب است. جایگاه والای زن می طلبد که این گوهر آفرینش، در صدف حجاب قرار گیرد تـا ارزش های انسانی اش در امان بماند .

 

حجاب در کلام شهيدان

شهـداي نظــام جمهوري اسلامي همـواره پيش از شها دتشـان بر حفظ حجاب اسلامــي و رعا يت آن در جامعــه تأ كيد كرد ند.

"حفظ حجا ب همانند جهاد درراه خداست ."   شهيدمحمد کريم غفـراني

"خواهرم محجوب با ش وبا تقوا که شما ييد دشمن راباچادرسياهتا ن وتقوايتان مي کشيد."            سردار شهيد رحيم نجفي

" خواهرم حجا ب توکوبنده تراز خون سرخ من است."  شهيد ابوالفضل سنگ راشا ن

فهرست منابع :

خبرگزاري شهرو خبرگزاري شبستا ن

زن درآيينه جلا ل وجما ل نوشته آيت الله  جوادي آملي (مدظله الـعا لي)

سايت تبيا ن

غررالحکم

مرکز امورزنان و خانواده

برنامه سمت خدا شبکه سه سيما ( سخنا ن حجت الاسلام محمدرضا رنجبر )

Noor Portal .Net

حجاب دختران نوشته فاطمه قاضي

روانشنا سي مرضي (رفتارغيرعادي) انتشارات دهخدا

سخنان رئيس فراکسيون زنان وخانواد ه خانم فاطمه آليا

سخنان نايب رئيس فراکسيون زنان وخانواد ه خانم عشرت شايق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 11:11  توسط اکرم بصیرالصنایعی |